تبلیغات
کلوپ دختران جادویی طرفداران وینکسی بامدیریت پری خورشیدی استلا - داستان عشق واقعی
هیچی مثل وینکس نمیشه

داستان عشق واقعی

یکشنبه 12 مهر 1394 08:57 ب.ظ

♡مدیرمحترم♡ : ☼Ballet Fairy Lidy☆
سلام بچه ها من میخوام یه داستان بنویسم ولی وینکسی نیست
درباره خودمه شخصیت اصلیش خودمم
من تو داستان دنبال پدر و مادرمم میگردم
تو داستان من چندتا دوست دارم که کمک ام میکنن
بهترین دوستم: سولاریا_ کاترین _ آلیس _ شیلا و گلوریا
کیا میخوان یکی از این دوست های من باشن و کلا تو داستان من باشن اسم خودم تو داستان ایزابلا هستش راستی تو داستان من سلوریا و گلوریا 2 قلو هستن
خب کیا میخوان باشن
راستی کیا میخوان م
ایزابلا= خودم

شیلا= حدیث بلوم
گلوریا= سانلی جونم

آلیس= فاطمه بلوم
سولاریا= الینا جون

کاترین=عسل



ایزابلا(خودم): یه دختر مهربون آروم ساکت دوست داشتنی و تو دل برو ایزابلا یه دختر خیلی بدبخته و تو زندگیش  کم پیش میاد خوش حال باشه بخاطر همین ساکت و ارروم هستش
آلیس: آلیس یه دختر شاد و مهربونه  آلیس شاد و مهربونه و برای همه خوبی رو میخواد و همه اونو دوست دارن آلیس بهتریییییییییییییین دوست ایزابلا هستش

گلوریا و سولاریا= این 2 تا خواهر 2 قلو به شددددددددددددددددددددت شبیه هم هستن ولی اخلاقاشون فرق میکنه چشم ها دماغ صورت لب و...... هیچ فرقی ندارن فقط باید از طریق رنگ چشم و مو تشخیص شون بدی

شیلا= اون خیلی عاشق خودشه و در حاضر مزخرفه اما قبل خیلییییییییییییی مهربون تر از مهربون داره


کاترین= کاترین عجیب ترین و باحال ترین دختر دنیاست




♡سفارشها♡ : نظرات
آخرینویرایش: چهارشنبه 29 مهر 1394 02:07 ب.ظ


چهارشنبه 29 مهر 1394 02:07 ب.ظ



موس= کدهای مجانی دخترونه